تبليغاتX
کودتای سیاه

کودتای سیاه

از دل تا.....

درس

یÇÏãÇä ÈÇÔÏ æÞÊی ÊäåÇ ÔÏیã æÞÊی ÏیÑ Ôãی ãÇÑÇ äÏیÏ . ÂåÓÊå ÇÒ ÎæیÔ ÝÑÇÑ ä˜äیã . یÇÏãÇä ÈÇÔÏ ˜å Èå ˜Óی ÝÊå Çیã ÏæÓÊÊ ÏÇÑã .Ó ÎØÇÆی ä˜äیã . یÇÏãÇä ÈÇÔÏ ÚÇáã Èی Úãá ãËá ÓÑÇÈ ÇÓÊ . ÏÑیÇÆی Ñ ÂÈ ÇãÇ ÔæÑ . یÇÏãÇä ÈÇÔÏ ˜å ÇÑ ÏæÓÊ äÏÇÑیã ÏÑæÛ ÈÔäæیã . ÏÑæÛ äæÆیã . ÝÑیÇÏåÇی ÈیåæÏå ÓÑ äÏåیã . ÚÔÞ æ ÕÏÇÞÊ ÇÍÊیÇÌی Èå ÝÑیÇÏ äÏÇÑÏ. áÐÊ ÚÔÞ Èå Ó˜æÊ ÇÓÊ . æیÇÏãÇä ÈÇÔÏ äÇå ÍÑÝ ãی ÒäÏ . Ó äÇåی Èå ÛÑیÈå ä˜äیã .ÔÇیÏ ÇÓÑÇÑ ÚÔÞ ÝÇÔ ÔæÏ. æ ÈÑÇی åãیÔå یÇÏãÇä ÈÇÔÏ ÚÔÞ ÎÑیÏäی äیÓÊ . ÚÔÞ ˜ÇáÇی ÈÇÒÇÑ äیÓÊ . ÚÔÞ ÈÇیÏ ÂÝÑیÏå ÔæÏ ÈÇ Ïá Ç˜ی ˜å ÒáÇá ãåÊÇÈ ÈÇÔÏ æ ÈÇãÚÈæÏی ˜å ÑÓÊیÏå ÔæÏ . ÂÑی ÚÔÞ ÎÑیÏäی äیÓÊ .....

+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 17:36  توسط Mehre_Kabir  | 

ندای ایران

فکر میکنم همه ندا رو بشناسین.همون ندایی که دیگه هیچ وقت نمی خنده هیچ وقت نمیگه دوست دارم هیچ وقت نمیشنوه بهش بگه دوست دارم. وندایی که هیچ وقت به خونه بر نمیگرده.یادمون نره ندا عزیز خیلی ها بوده خیلی ها دوستش داشتن.اما حالا خیلی بیشتر دوست داشتنی و عزیز هست.ندا واقعا ندای همه ی ایران شد.تو روز مرگی هامون فراموشش نکنیم.

یاد ندا آقاسلطان گرامی

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 0:54  توسط Mehre_Kabir  | 

زیاد وکم

"و بدانید قطعا آنچه که از دنیا بکاهد و بر آخرت بیفزاید بهتر از آن است که از آخرت بکاهد و به دنیا بیفزاید.پس چه بسا کاسته شده ای که سودمند است و چه بسا افزوده شده ای که زیانبار است.آنچه که به آن مامور شده اید وسیع تر ز آن است که از آن جلوگیری شده اید.و آنچه که برای شما حلال شده است بیشتر از آن است که برای شما حرام گشته است.پس رها کنید اندک را برای وصول به بسیار و ترک کنید آنچه را که تنگ است برای بدست آوردن آنچه که وسیع است."

                          

                                                                                                           امام علی (ع)

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 0:46  توسط Mehre_Kabir  | 

بی عنوان

« اول نادیده ات می گیرند، بعد مسخره ات می کنند، آن وقت با تو می جنگند، ولی در نهایت پیروزی با تست».
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 3:27  توسط Mehre_Kabir  | 

خوبی بش از حد

 خوبی که از حد بگذرد

                                                       ابله خیال بد کند

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:49  توسط Mehre_Kabir  | 

سفارش

اگه از بوی گلی خوشت نیومد تو رو خدا شاخه هاشو نشکون
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:47  توسط Mehre_Kabir  | 

تمنا

یه روز اومدی مثله موج دریا

بوی پیرهنت مثلِ خوابُ  رویا

سایه های ما رو شنای ساحل

پا به پا بی صدا غرق تمنا

یه روز اومدی تو سكوته سردم

سربه راه شد این دل دوره گردم

حالا چی شده كه می‌خوای جدا شی

چی شده تو بگو من چه كردم

حالا باز منُ نسیمُ موج دریا

می‌مونیم بدونه تو غریبُ تنها

بخدا بی تو یك صدف شكستم به خدا

دوباره تو باغ موهاتُ رها كن

منُ راهیه شب قصه ها كن

می‌میرم واسه طب تند لبهات

دو باره زیر لب اسممُ صدا كن

اشكمُ پاك كن از گونه‌ی من

سر بزار بازم روی شونه‌ی من

منُ سیا كن با دوروغِ تازه

بگو كه می‌گیری بهونه‌ی من

حالا باز منُ نسیمُ موج دریا

می‌مونیم بدونه تو غریبُ تنها

بخدا بی تو یك صدف شكستم به خدا

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 3:8  توسط Mehre_Kabir  | 

از سر دلتنگی

يه دنيا عاشقم وقتي               كه با ياد تو مي خونم

تو اين زندون تنهايي               برات كلي پريشونم

يه روز رفتي از اين خونم               يه روز گفتي نمي مونم

يه روز قهر و يه روز آشتي                يه روز گفتي پشيمونم

به هر ساز تو رقصيدم                 ولي چيزي نپرسيدم

از اينكه بي خبر  بازم                  بري از خونه ترسيدم

شدي چند روز مهمونم                   ولم كردي و داغونم

فريبم دادي انگاري                     گمون كردي نمي دونم

شدي چند روز مهمونم                    ولم كردي و داغونم

فريبم دادي انگاري                    گمون كردي نمي دونم

ولي من خاك پات هستم              هنوز هم چشم برات هستم

نديدي آخه محتاجم                       هلاك يك نگات هستم

گذشته كار از اين حرفا                     خدايا كاري كن با ما

بزار عاشق بشه اونم                    يه عاشق مثل اون روزا

شدي چند روز مهمونم                      ولم كردي و داغونم

فريبم دادي انگاري                        گمون كردي نمي دونم

شدي چند روز مهمونم                     ولم كردي و داغونم

فريبم دادي انگاري                    گمون كردي نمي دونم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 16:34  توسط Mehre_Kabir  | 

تلخ ولی شاید واقعی

آبـها از آسـیا افـتـاده ، لیــک ๑۩๑ باز ما با موج و توفان مانده ایم
هر که آمد بار خود را بست و رفت
๑۩๑
ما همان بدبخت و خوار و بی نصیب
زآن چه حاصل ، جز دروغ و جز دروغ ؟
๑۩๑
زین چه حاصل ، جز فریب و جز فریب ؟
باز می گویند : فردای دگر
๑۩๑
صبر کن تا دیگری پیدا شود

کاوه ای پیــدا نخواهـد شد ، امیــد
๑۩๑
«« کاشکی اسکندری پیدا شود »»

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 10:56  توسط Mehre_Kabir  | 

برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه ، قدرت و جرات لازم است . وگرنه هر ماهی مرده ای هم می تواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند .
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 10:55  توسط Mehre_Kabir  | 

بوقلمون

کی از آشنا ها روزه میگیره به غیر از روزهای تعطیل چون خانومش نمیتونه روزه بگیره. یکی دیگه روز قبل از احیا مشروب میخوره میگه آخ جون فردا احیاست بعد از افطار برم اول خون بدم بعدش برم مسجد آخه هر سال میرم هلال احمر خون میدم میگن ثواب داره. اون یکی روزه میگیره سرش مثل سر داور پینگ پونگ توی خیابون هی میچرخه زنها رو دید میزنه و با بوی بد دهنش یواشی میگه جـــــــــون . یکی دیگه که ازهمه شیخ تره تا میبینه روزه فشار میاره مرخصی میگیره میره مسافرت چون به نظر اون وقتی نمی تونی روزه بگیری باید سفر کنی که مشکل شرع نداشته باشه .


خلاصه که

حالم بهم میخوره از فرشته های الکی اینهمه از ما بهترون قدیسای دروغکی
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 20:23  توسط Mehre_Kabir  | 

خيلي ها می گن

می گن دستای پاک تو
مهمون دستای دیگه است
می گن نگات پیش منه
اما دلت جای دیگه است

می گن دروغ بوده که تو
تا آخرش مال منی
چشمای رنگ عسلت
دنبال چشمای دیگه است

آخه مگه فرشته هم
رسم شکستن بلده
آدم می تونه بد باشه
مگه فرشته هم بده

با شب و مهتاب شنیدم
این روزا خلوت می کنی
می گن تو خواب و رویاهات
خورشید و دعوت می کنی

چرا دستای عاشقت
رنگ تابستون نمیشه
وقتی که نیستم اون چشات
خونه بارون نمیشه


تو اهل آسمونایی
اون آسمونای بلند
فرشته آرزوهام
به گریه های من نخند

میون راهت نکنه
قلبتو دادی به کسی
اون کیه که به جای من
شبا براش دلواپسی
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 20:18  توسط Mehre_Kabir  | 

ینا که میگی یعنی چه؟

هی وراجی میکنیم و هی اصطلاح پشت اصطلاح معنی اصلیش را هم نمیدونیم.منم که خداوکیلی فقط به فکر خواننده های این وبلاگ هستم و مدام  میگردم توی اینترنت بلکه ۲ تا کلمه به شما ها یاد بدم تا آخرتم  رو براه بشه و شما ها هم عین خیالتون نیست  دریغ از یه نظر یه حرف یه فحش یا حداقل بذار بوق بزنیم .مثلا این کلمه اسکول را میدونین چیه؟ هی این بچه تهرونیها زرت و زرت تو حرفاشون بکار میبرن .اسکول یه نوع پرنده است که تابستون دونه زیر زمین قایم میکنه و زمستون میگرده اونا رو پیدا کنه ونمیتونه و از گشنگی میمیره  شاسکول هم خودمون در آوردیم یعنی شاه اسکول.

 پرتی: واژة روسی Zeperti به معنی زندانی است و استفاده از آن یادگار زمان قزاق‌های روسی در ایران است در آن دوران هرگاه سربازی به زندان می‌افتاد دیگران می‌گفتند یارو زپرتی شد و این واژه کم کم این معنی را به خود گرفت که کار و بار کسی خراب شده و اوضاعش دیگر به هم ریخته است.

هشلهف: مردم برای بیان این نظر که واگفت (تلفظ) برخی از واژه‌ها یا عبارات از یک زبان بیگانه تا چه اندازه می‌تواند نازیبا و نچسب باشد، جملة انگلیسی (I shall haveبه معنی من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خوانده‌اند تا بگویند ببینید واگویی این عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون دیگر این واژة مسخره آمیز را برای هر واژة عبارت نچسب و نامفهوم دیگر نیز (چه فارسی و چه بیگانه) به کار می‌برند.

چُسان فُسان: از واژة روسی Cossani Fossani به معنی آرایش شده و شیک پوشیده گرفته شده است.

شِر و وِر: از واژة فرانسوی Charivari به معنی همهمه، هیاهو و سرو صدا گرفته شده است.


فاستونی: پارچه ای است که نخستین بار در شهر باستون Boston در امریکا بافته شده است و بوستونی می‌گفته‌اند.


اسکناس: از واژة روسی Assignatsia که خود از واژة فرانسوی Assignat به معنی برگة دارای ضمانت گرفته شده است.

فکسنی: از واژة روسی Fkussni به معنی بامزه گرفته شده است و به کنایه و واژگونه به معنی بیخود و مزخرف به کار برده شده است.


دگوری :یادگار سربازخانه‌های ایران در دوران تصدی سوئدی‌ها است که به زبان آلمانی (Lagerhure) به فاحشة کم‌بها یا فاحشة نظامی می‌گفتند.


نخاله: یادگار سربازخانه‌های قزاق‌های روسی در ایران است که به زبان روسی به آدم بی ادب و گستاخ می‌گفتند Nakhal و مردم از آن برای اشاره به چیز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده‌اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 20:12  توسط Mehre_Kabir  | 

جبر جغرافیایی

اینکه زاده ی آسیایی رو میگن جبر جغرافیایی

اینکه لنگ در هوایی صبحونت شده سیگاروچایی

ای عرش کبریایی چیه پس توسرت؟

کی با ما را میایی جونه مادرت؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 0:21  توسط Mehre_Kabir  | 

دروغ و حقیقت

روزي دروغ به حقيقت گفت: مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا كنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد. آن دو با هم به كنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 1:6  توسط Mehre_Kabir  | 

حقیقت اونی نیست که به نظر میرسه

مردی در مسابقه اطلاعات عمومی شركت كرده است و سعی در بردن جايزه يك ميليون دلاری آن دارد.

۱.  جنگ صد ساله چقدر طول كشيد؟
a. ۱۱۶سال   b. ۹۹سال   c. ۱۰۰سال  d. ۱۵۰سالاو نمی تواند به سوال پاسخ دهد.

۲.  كلاه های پاناما در چه كشوری توليد می شوند؟
a. برزيل       b.شيلی      c.پاناما         d.اكوادور

حالا او با خجالت از دانشجويان تماشاگر درخواست كمك می كند.

۳. روس ها در چه ماهی انقلاب اكتبر را جشن ميگيرند؟
a. ژانويه      b. سپتامبر     c.اكتبر        d.نوامبر

خوب! بقيه حضار بايد به دادش برسند.

۴.  اسم شاه جرج ششم چه بود؟
a. ادر        b. آلبرت           c. جرج       d. مانوئل

اين بارهم شركت كننده درمانده، تقاضای فرصت ميكند.

۵. نام جزاير قناری در اقيانوس آرام از كدام حيوان گرفته شده است؟
a. قناری    b.كانگارو       c.توله سگ    d.موش

در اين جاست كه شركت كننده بخت برگشته ازادامه مسابقه انصراف ميدهد!

خب اگه فكر ميكنيد جوابها واضح هستند و به اين بنده خدا كلی خنديده ايد، شايد بهتر باشه جواب ها را مطالعه نماييد:
۱. جنگ صد ساله در واقع ۱۱۶ سال طول كشيد. (۱۴۵۳-۱۳۳۷)
۲. كلاه پاناما در اكوادور توليد می شود.
۳. انقلاب اكتبر در ماه نوامبر جشن گرفته می شود.
۴. اسم شاه جرج، آلبرت بوده كه بعد از رسيدن به مقام پادشاهی به جرج تغيير نام داد

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 4:1  توسط Mehre_Kabir  | 

؟؟؟؟؟؟

دشمن
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 3:58  توسط Mehre_Kabir  | 

بازم من اومدم

سلام

شرمنده چند روزی سفر بودم تازه برگشتم

فعلا دستو دلم به وبلاگ نویسی نمیره شاید ۲   ۳ روز دیگه شروع کنم ببخشید اگه به وبلاگ های شما سر نزدم.مرسی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 15:46  توسط Mehre_Kabir  | 

الابتکار الجدید فی طهران

حتما شنیدین که تازه گی ها در تهران چند نفر از اراذل و اوباش رو آویزون کردن.البته سو تفاهم نشه از حلق آویزونشون کردن.تا اینجاش نه ابتکاری در کار بوده نه تعجبی داره٬ نکته ی جالب اینه که این مرحومین رو به جرم دخالت در کار نیروی انتظامی فرستادن ور دست پدراشون.چون دائم مزاحم نوامیس مردم شدن.و۹۰٪این نوامیس از نوع مانتو کوتاه پوش و..... اینا بودن٬نیروی انتظامی هم که نتونسته تحمل کنه که کسی به جز خودش مزاحم نوامیس مردم بشه ترتیب آویزون کردن اراذل فوق الذکر رو داده که ایجاد مزاحمت واسه نوامیس منحصرا در اختیار ناجا باشه.حالا اگه شما ابتکاری از این بهتر سراغ دارین بگین تا همینجا درج بشه. والا.

+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 17:27  توسط Mehre_Kabir  | 

دیروز

 خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند حيف من زاده ي امروزم. خدايا جهنمت فرداست پس چرا امروز مي سوزم‌
+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 16:50  توسط Mehre_Kabir  |